تیکه کلام

حرفهای خودمونیِ یک بچه مثبتِ امروزی

درباره من
سلام بر شما!
من حرفهایی برای گفتن دارم که گاهی توی جامعه ی واقعی، گوشی برای شنیدنشون نیست. اینجا رو درست کردم تا اون حرفهای مگو رو بنویسم.
نوزده سال هست که توی فضای مجازی مشغول وبلاگ نویسی هستم و تا به حال هزاران مقاله و مطلب در زمینه های سیاسی، اجتماعی، مذهبی، زناشویی و روزمره منتشر کردم. در این وبلاگ، قصدم بیان مسائل و دغدغه های شخصیم، با زبان ساده و قابل فهم هست و سعی می کنم با همه ی انسانها از هر تفکر و عقیده و مرامی، دوست و رفیق باشم.
نویسنده :مهیار
تاریخ: شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۸ ساعت: 1:27
دیشب اولین بار بود که شب جمعه‌، منزل جدیدمون خوابیدم. از ۹ شب به بعد صدای بزن و برقص دختر و پسرا از پنجره ی ساختمون مقابل میومد. انقدر صدا بلند بود و نورپردازی ها از پنجره مشخص بود که میشد فهمید یک پارتی مختلط برای جشن تولد و مملو از دختر و پسرهای جوون هست. تک تک آهنگ های شادی که پخش میشد مثل ابی و شمایی زاده و صداهای کف زدن و اووه اوووه کردن دخترها کاملا واضح میومد. حتی صداهای مکالماتشون هم انگار از طریق بلندگو پخش میشد و من می تونستم حدس بزنم الان چه فضای مهیج و قر دادنی توی اون خونه در جریان هست.

داشتم به این فکر میکردم که ما ها تا حالا چطوری زندگی کردیم و چقدر مثبت بودیم که میایم درمورد جنس مخالف می نویسیم و تازه توهین هم می شنویم. اون وقت بقیه ی ملت چطوری زندگی میکنن. اونها توی یک عالم دیگه ای هستند و میتونم حدس بزنم که دخترهای خوشگل که کلی هم آرایش کردند با موهای بلند یا رنگ کرده و پیرهن های مدل عروسی ، خیلی راحت دست در دست پسرها میرقصن و عشق و حال میکنند، و این برنامه ی هر هفته شون هست. درحالیکه ما در این محله ی نظامی هر هفته صدای دعای کمیل مسجد رو میشنیدیم و نمی دونستیم بقیه ی مردم تو چه فضایی هستند.

خیلی دلم میخواد وارد اینجور مجالس مختلط بشم و برم ببینم دختر و پسرا چه کار میکنن. البته میدونم که اونجا مشروب میخورن و من اهل این کار نیستم. حتی ممکنه معذب هم بشم. ولی به این فکر میکنم که لااقل چندتا دختر خوشگل رو می بینم که به راحتی با آدم بگو بخند میکنند نه اینکه هی توی وبلاگ بشینم و بابت نبودن جنس مخالف غصه بخورم یا نهایتا دخترهایی که یک صدم دخترهای خوشگل جامعه هم نیستند بیان و به آدم توهین بکنن. حالا یه عده میان نصیحت میکنن که: «نکن!‌ حیفه، تو تا حالا پاک بودی و خودتو نگه داشتی، بالاخره یک همسر خوب نصیبت میشه!» و با اینجور حرفا فقط مانع از این میشن که آدم طعمی هم از جوونی و زندگیش بچشه. و هیچ اتفاق مثبتی هم برای زندگی آدم نمی افته و اینطوری نیست که مثلا یک دختر ناز و ظریف و خوشگل برای ازدواج پیدا بشه.

فقط دوست دارم یک نفر بهم راهنمایی بده که اینجور جمع های مختلط و پارتی های دختر و پسرها چه طوریه؟ چطوری میشه یهو توی مجلسشون رفت و با این دخترهای خوشگل آشنا شد؟ تمام قصد و نیتم برای زودتر رفتن از خونه ی قبلی به خونه ی جدید این هست که دیگه از مرحله ی خودداری از رابطه با جنس مخالف عبور کنم و برم با دختر و پسرا برقصم و یه دختر خیلی خوشگل رو همینطوری بغل کنم!

پ.ن:

یک زمانی فکر میکردم اگر مطالب جنسی و دختر و پسری بنویسم از اون دخترای اوپن مایند خوشگل شمال شهری اینجا میان! دیدم فقط افراد مشکل دار میان. برام سوال شده که مگه فقط دخترای نازیبا نیاز جنسی دارن، دخترای زیبا حتی نیاز جنسی هم ندارن؟