نمی دونم چه حسیه که هر وقت بیش از یک روز توی اتاق خالی تنها هستم، دلم بدجوری میخواد که یک دختر خانمی به عنوان همسر یا شریک زندگیم پیشم باشه. بدجوری نیاز جنسی و عاطفی پیدا می کنم. یادم میاد اولین سفر خارج از کشورم که به سریلانکا رفته بودم هم یک واحد جداگانه از هتل که دو تخته بود و تلوزیون و حمام جداگانه داشت در اختیار من بود و پنجره ی روبروش یک منظره از طبیعت زیبا و دریا بود. از اون موقع که سال ۸۵ بود همش تنها توی اتاق به بودن یک دختر در کنارم فکر میکنم و عذاب میکشم.
دیگه فکر کنم ۳۲ سالگی سنی باشه که تا الان باید همسر و خونه ی جدا می داشتم. نمی دونم چرا هنوز هم بابت این قضیه باید زجر بکشم؟
از اینکه هیچ کسی در دنیا وجود نداره که رنج ها و مصیبت های یک مرد و جنس مذکر رو بابت تجردش درک کنه، در تعجبم. میل جنسی و بودن با جنس مخالف، از بدیهی ترین حقوق زندگی هر انسانی هست که فقط ما به علت ایرانی بودن، نمی تونیم به این حقمون برسیم. هرجای دیگه ی دنیا بود حتما تا الان کسی برای من وجود داشت.
.....
پ.ن:
۱ـ هنوز نمی فهمم که چرا در کشور ما، نیاز غریزی به شغل و درآمد و یا مدرک تحصیلی ارتباط داره؟ تمام پسرها از دبیرستان و اول دانشگاه با دخترها دوست بودند و رابطه ی عاشقانه یا جنسی رو تجربه کردند. اما به من که رسید، هیچ کسی نفهمید که اگر دختر بود من هم انگیزه داشتم که یک شغل خوب داشته باشم یا تحصیلات تکمیلی رو ادامه بدم. واقعا نمی فهمم بلوغ جنسی و تمایل شدید به جنس مخالف، چه ارتباطی به تحصیلات دانشگاهی داره؟ واقعا نمی فهمم که چرا از ۱۸ سالگی که به خدا، پدر و مادرم، فضای مجازی و فک و فامیلم التماس میکنم که باید یک دختر ( مثل همه ی پسرهای اون سنی) کنارم باشه و فکرم قفل شده، هیچ کسی اجابت نکرد و همه میگفتند باید اول بری دانشگاه؟ چرا؟ چرا هنوز هم همه به فکر شغل دادن هستند و درک نمی کنن که نیاز جنسی شغل و مدرک حالیش نیست و الان - دقیقا همین الان - میخواد یک دختر برهنه و راحت در مقابل آدم باشه؟!
۲ـ من نباید توی این سن همچنان در حسرت دیدن اندام دختر و تخیل کردنش باشم و خودارضایی کنم. من باید تا حالا یک بار واژن و بالاتنه ی دختر رو از نزدیک می دیدم و لمس میکردم. واقعا این نامردی و بی عدالتی دنیاست که هنوز هم درست مثل ۱۴ سالگی در حسرت یک بدن دخترونه، شب ها رو تا صبح پای کلیپ میشینم و زجر میکشم. من باید واقعیش رو تجربه می کردم. به کی از این درد بگم؟
۳ـ بعضی ها میگن برو فاحشه خونه و نیازت رو برطرف کن!!! چرا اینطوریه؟ یک پسر توی یک خانواده ی درست حسابی و متشخص و مذهبی ، بدون اینکه کار خلافی کرده باشه یا اصلا در مخیله ش گناه و فسادی وجود داشته باشه، به صرف کنجکاوی شدید جنسی و نیاز به جنس مخالف، انقدر براش دختر نیست که باید بره ج ..ده خونه؟ یا بره صیغه کنه؟ آخه برای چی اینطوریه؟ مگه باقی آدما نیاز جنسی ندارند؟ این همه دختر و پسری که از ۱۵-۱۶ سالگی در زمانی که من مدرسه میرفتم به همدیگه نامه عاشقانه میدادند و توی پارکها همو بغل می کردند،آیا فاحشه بودند؟ این همه آدم که از اول دانشگاه با هم دوست میشن، فاحشه ان؟ چرا به من که میرسه میگن باید فاحشه بشی یا من رو در حد هرزه های خیابونی پایین میارن؟