تیکه کلام

حرفهای خودمونیِ یک بچه مثبتِ امروزی

درباره من
سلام بر شما!
من حرفهایی برای گفتن دارم که گاهی توی جامعه ی واقعی، گوشی برای شنیدنشون نیست. اینجا رو درست کردم تا اون حرفهای مگو رو بنویسم.
نوزده سال هست که توی فضای مجازی مشغول وبلاگ نویسی هستم و تا به حال هزاران مقاله و مطلب در زمینه های سیاسی، اجتماعی، مذهبی، زناشویی و روزمره منتشر کردم. در این وبلاگ، قصدم بیان مسائل و دغدغه های شخصیم، با زبان ساده و قابل فهم هست و سعی می کنم با همه ی انسانها از هر تفکر و عقیده و مرامی، دوست و رفیق باشم.
نویسنده :مهیار
تاریخ: چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۸ ساعت: 14:7
قبلا نوشته بودم که یک دختر خانمی که نمیشناختمش و دو سال توی صفحه ی اینستاگرامم بود و کلی با زندگی روزمره ش آشنا شده بودم، یهو دیدم آنفالوم کرده و منم از فالووراش حذف کرده. ناراحت شدم ولی حدس میزدم که ازدواج کرده باشه. حالا به صفحش که سر زدم دیدم روی بیوی پروفایلش عکس حلقه گذاشته و نوشته: Married

حدسم درست بود. معمولا دخترایی که مذهبی ترن بعد از ازدواجشون پسرای غریبه رو حذف میکنن. طبیعی و درستش هم همینه چون میخوان دلشون فقط در گرو همسرشون باشه. راستش این رو که دیدم، یاد قدیمای خودم افتادم و اینکه بدون اینکه حتی دختری توی زندگیم باشه، به همسر آینده فکر میکردم و تا این حد با هیچ دختری در مجازی هم ارتباط نداشتم. یعنی به محض اینکه میخواست ارتباطی از یک حدی با دختر صمیمی تر بشه بیخیالش میشدم و فوری از ذهنم پاک میکردم.

همیشه میگفتم: به محض اینکه ازدواج کنم، وبلاگ و صفحات مجازی (و اون زمان یاهو مسنجر) رو فورا پاک میکنم و‌ زندگیمو فقط صرف همسرم میکنم. انقدر می پرستمش و انقدر هر روز باهاش بیرون میرم که یک لحظه هم به دنیای مجازی و دختراش فکر نکنم.

اما چند ساله فهمیدم که اشتباه میکردم. قرار نبود خود به خود و از طریق خانوادم دختری برای من پیدا بشه که اون هم تا قبلش با هیچ پسری نبوده باشه. الان دیگه امیدی به ازدواج هم ندارم و میدونم تا ابد دختری نیست. برای همینه که در مورد نیازم و همه چیزی که میخواستم با یک دختر انجام بدم در وبلاگم مینویسم. وگرنه هیچ وقت اهل جار زدن مسائل شخصی و نیاز جنسی پیش جنس مخالف نبودم و دنبال بهره برداری از هیچ کسی نیستم.